یک تبسم ، یک نگاه ، یک کلام ساده ای
یک خیالی که مرا ، پر دهد با باده ای
گفتنی هایت دغل ، آرزوهایت دروغ
جسم من هم بی رمق،چشم هایم بی فروغ
زیر چتر زندگی از سبوی می پر است
یک پیاله از شراب ؛ عشق با تو دمخور است
آمدم تا باز هم مست گفتارت شوم
زیر چتر زندگی ، من گرفتارت شوم...
زینتم رخ در نقاب ، آفتابم سایه دار
مهری ازجنس سکوت روی لب دارد قرار
از تب و تاب دلم زرد گشت این صورتم
ای دریغا ، باز هم بی قرارم ، در تبم
دوش گفتی میروی ، ترک کردی چون مرا
قلب من درهم شکست آرام ٬ بی چون و چرا
اشک بارون شسته است گونه های مشق من
گریه ها مال من است ، عاشقی از عشق من
برچسب: یک تبسم یک نگاه,روزگاری یک تبسم یک نگاه,روزگاري يك تبسم يك نگاه,عشق یعنی یک تبسم یک نگاه,
نویسنده: هستی شریفی