خرید بک لینک

در بهاری که از این دشت گذشت

سبزه ها باز چرا زرد شدند

خیل خاکستری لک لک ها

در افق های مسی رنگ غروب

تا کجاهای کجا کوچیدند

کاش میفهمیدی

زندگی محبس بی دیواریست

و تو محکوم به حبس ابدی

و عدالت ستم معتدلیست

که درون رگ قانون جاریست

کاش میفهمیدی

زندگی آش دهن سوزی نیست

مرده از زنده همیشه هر آن ؛ در جهان بیشتر است

چیزهاییست که باید به تو گویم اما

بهتر آنست کمی گریه کنم...


برچسب: بهار و خزان,شعر بهار و خزان,بهار خزان,بهار خزان زده,دانلود آهنگ بهار و خزان,شعر در مورد بهار و خزان,او بهار و من خزانم, نویسنده: هستی شریفی تاريخ: يکشنبه 28 شهريور 1395 ساعت: 3:25

صفحه بندی