خرید بک لینک


شبم را در کنار خاطراتت با دلی بیمار می گردم


در اندوه و فراق آن لب شیرین و مستانت چه من بسیار می گردم


در آمال خیالی وجودت جامهای اشک لبریز است


و من در آتش آن خاطراتت قطره قطره آب می گردم


و می سازم و می سوزم منه تنهای دلخسته


در اندوه شب هجران که من بی تاب می گردم


برای من تو آن هستی که بودی در ضمیر عشق


و من در آتش عشقت در این آوار می گردم


دلم تنگ است برای تو ، کجایی ای غریب من


در اندوه فراق تو ، به زیر دار می گردم


به بارون می زنم دل را که دریا را بخشکاند


به مستی و به بی تابی منه هشیار می گردم


برچسب: خاطرات یک,خاطرات یک خون آشام,خاطرات من,خاطرات یک عاقد,خاطرات س,خاطرات خنده دار,خاطرات خون آشام,خاطرات شب عروسی,خاطرات تلخ,خاطرات آمپول زدن, نویسنده: هستی شریفی تاريخ: يکشنبه 28 شهريور 1395 ساعت: 3:24

صفحه بندی